چند روز پیش در اتاقم نشسته بودم و مشغول تمرین گوشه "حجاز" بر روی بیت (ز ملک تا ملکوتش حجاب برگیرند ....) بودم که بعد از چندین بار تکرار، توانستم به درستی اجرا کنم و خیلی هم بد نشد. البته قصد داشتم حداقل نزدیک به استاد شجریان بخونم ولی تلاش برای شبیه به استاد خواندن چیزی همانند آب در هاون کوبیدن است! اما در حین خواندن ادامه شعر بودم که در میانه راه ناخوداگاه به یاد استاد و بخشی از آلبوم هایش افتادم:
فریاد، بی تو به سر نمی شود، زمستان است، سرود مهر، ساز خاموش و .....
این اسامی شاید برای بیگانگان با موسیقی اصیل ایرانی، نامی عادی باشد ولی برای دوستداران استاد شجریان هر کدام خاطره و زندگی است. هر کدام طعم خاصی دارد.
آیا می شود نغمه استاد شجریان را در فریاد فراموش کرد که می خواند:
مشت می کوبم بر در، پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بکشم....
یا صدای استاد در بی تو به سر نمی شود همراه با سوز کمانچه کیهان کلهر:
ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رندم
نه در میخانه کین خمار خام است
برای مسجد و میخانه راهیست
بجویید ای عزیزان که این کدام است...
در زمستان است با زخمه تار استاد علیزاده:
مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای...
...
..
.
به راستی هر کدام از این آلبوم ها رنگ و بوی خاص خود را دارد. اما خلق کننده این آثار جاودانه همان گروه اساتید هستند. هر عضو این گروه یک نابغه منحصر به فرد در موسیقی هست. از نام شجریان، علیزاده و کلهر به تنهایی نمی توان گذشت چه رسد هنگامی که این بزرگان در گروهی واحد باشند. با نغمه شجریان ها، با زخمه های علیزاده، با سوز صدای کمانچه کلهر دل های تمامی عاشقان موسیقی می لرزید. اما حیف و صد افسوس از زمان جدایی. در اجرای ساز خاموش، در تالار وحدت نمی دانستیم دیگر این گروه را با هم نمی بینیم. شاید اگر می دانستیم، به آسانی از سالن دل نمی کندیم و چشم از چشمان گروه اساتید بر نمی داشتیم. استاد در این سالهای پر فروغ خود، با گروه ها و اساتیدی بسیاری برنامه داشته است اما هیچکدام به اندازه این گروه بر دل دوستداران استاد ننشست. از شنونده عام تا حرفه ای همه عاشقانه این گروه را دوست داشتند. مادر خود بنده هر گاه عکسی از این گروه می بیند، سریعا میگوید که این گروه شجریان چیز دیگری بود. واقعا هم همینطور است. آن گروه استاد چیز دیگری بود. اما آن گروه افسانه ای دیگر در کنار یکدیگر نیستند و تنها خاطراتی شیرین و آثاری ماندگار بر جای گذاشتند. ما هم تنها می توانیم آرزو بکنیم تا این گروه جاودانه، دوباره به هم بپیوندند. تا لحظه وصال دوباره، تنها می گوییم: یاد باد آن روزگاران یاد باد.









