تبليغاتX
محمد رضا شجریان خلیفه آواز ایران

 موسیقی ایرانی = موسیقی مبتذل!!!؟؟؟

 شاید امروز یکی از بزرگترین چالش ها بین طرفداران و مخالفان موسیقی سنتی، چسباندن انگ مبتذل بودن به موسیقی فاخر ایرانی میباشد. انگی که برای دوستداران موسیقی سنتی غیر قابل تحمل می باشد. اما ریشه این حرف از کجاست، نمی دانیم. این مبتذل بودن همان بهانه ای است که صدا و سیما هم سازهای موسیقی سنتی را نشان نمی دهد. ولی به راستی چرا؟ تا کی این همه بی مهری و جفا به موسقی سنتی؟ دلیل چسباندن این انگ به موسیقی چیست؟ اصلا موسیقی مبتذل چیست؟ بهتر است برای متوجه شدن به معنای موسیقی مبتذل صحبت های استاد شجریان را در این راستا بخوانیم:

نمی توان گفت که یک موسیقی، به طور کامل مبتذل است. در هر نوع موسیقی، هم میتوان مبتذل داشت و هم خوب. عده یی تعصب دارند که موسیقی فقط موسیقی ایرانی و آواز باشد. تصنیف و غزل، همه و همه ایرانی باشد و غیر از آن را هم قبول ندارند و به غیر آن، موسیقی مبتذل می گوییند. این یک سلیقه است. شاید هم درست باشد. ولی من عقیده ای دیگر دارم. آن موسیقی مبتذل است که ریشه و پایه و اساس نداشته باشد.

در جایی دیگر استاد گفته است، بله! ما هم آن شرایط را قاﺌلیم، بدون اینکه از دیدگاه شرعی بگوییم، که موسیقی اگر بخواهد ابتذال ایجاد کند و انسان را به فحشا بکشد، این موسیقی زشت و ناپسند است. آنها میگویند حرام و ما میگویم زشت و ناپسند است. یعنی از آن گریزانیم. ولی موسیقی در هر حال یک وسیله است و بستگی به استفاده ای که از آن میشود. بستگی دارد که شما از آن چه استفاده ای کنید.

 اکنون، آیا موسیقی سنتی انسان را به فحشا می کشاند؟ آیا موسیقی سنتی یا شکل سازهای موسیقی انسان را دچار فسق و فجور میکند؟ آیا استفاده از موسیقی سنتی ایرانی نادرست است؟

مسلما پاسخ به تمامی سوالات بالا خیر است. هدف موسیقی سنتی چیز دیگری است. عرفان و آرمش در موسیقی سنتی موج می زند. تمامی اشخاصی که آثار مختلفی در موسیقی سنتی به جا میگذارند، هنگام خلق اثر دچار حس و حالی متفاوت می شوند. تمامی کسانی که به موسیقی سنتی گوش جان میسپارند به دنیایی غریب میروند. اینها چیست؟ آیا فرو رفتن در آرامش فسق و فجور است؟ آیا تفکر در مورد عرفان حرام است؟ موسیقی سنتی که هفتاد درصد اشعار خوانده شده در آن عارفانه و عاشقانه است، چطور تحمل دیدن انگ مبتذل بر خود را دارد. برداشت از اشعار و کلام موسیقی سنتی چیست؟ برای مثال با شنیدن این شعر:

"ای در میان جانم و جان از تو بی خبر         از تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر"

تنها اندیشدن در مورد خدا امکان پذیر است. پس چطور موسیقی ای که هدفش دادن آرامش و قدرت اندیشیدن درباره موضوعات مختلف است، میتواند مبتذل باشد؟ صحبت در این مورد و موارد مشابه بسیار زیاد است ولی متاسفانه گوش برای شنیدن آن بسیار اندک می باشد.

در پایان عرض کنیم که موسیقی سنتی، هنری است کاملا ایرانی، از دل و جان این مردم برآمده و سخن دل و جان همین مردم را میگوید، پس سعی کنید واقع بینانه به این هنر فاخر نگاه کنید و تعصبات بی اساس خود را کنار بگذارید. تا به امروز به اندازه کافی به موسیقی سنتی بی مهری شده است، به اندازه کافی به آن توهین شده است، پس تا دیر نشده قدر این گوهر گرانبها را داشته باشید. گوهر گرانبهایی که با هر بی مهری شما، خدشه ای جدید به آن وارد می شود. اما فراموش نکنید، ما دوستداران موسیقی فاخر ایرانی، سینه خود را در برابر خدشه شما سپر می کنیم و با جان و دل خود از این گوهر گرانبهای ایرانی، همانند گذشتگان دفاع می کنیم. پس بدانید توهین به موسیقی سنتی توهین به جمع کثیر دوستداران این موسیقی می باشد.

+ نوشته شده توسط عشاق در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 16:53 |

 آخرین قدردانی از استاد شجریان

 

حدود سه هفته پیش مدال نوشین منتقدان تئاتر به استاد شجریان به عنوان یک چهره ملی اهدا شد. در این جشن که 31 مرداد برگزار شده، علاوه بر استاد شجریان از استاد انتظامی، استاد نصیریان و توران مهرزاد هم قدردانی شد. این نکته قابل ذکر هست که مدال این سه عزیز توسط استاد آواز ایران اهدا شد. در ادامه جشن هم، جناب ایرج راد مدیر عامل خانه تئاتر این مدال را به استاد شجریان به عنوان چهره ملی اعطا کرد. بنا به خبرگزاری مهر استاد شجریان پس از دریافت این مدال گفت:

این افتخار نصیب من شد تا در این جشن هدیه این سه هنرمند و افتخار تئاتر و سینما را اهدا کنم و تشکر می‌کنم که این انجمن مدال نوشین را به من اهدا کرد. استاد شجریان در ادامه با عذرخواهی از اینکه ناچار به ترک کردن مراسم شده گفت: این جشن با اولین شب کنسرت مستقل همایون در ایران مصادف شده و از شما اجازه می‌خواهم این جشن را ترک کنم و در کنسرت همایون حاضر شوم و قوت قلب او باشم.

امیدواریم همچنان این قدردانی ها از استاد شجریان ادامه داشته باشد، تا به نوعی زحمات او برای موسیقی ایرانی بی پاسخ نماند.

در ضمن همونطور که خودتون می دونید، تاریخ کنسرت جدید استاد شجریان با گروه شهناز اعلام شد، به علت اینکه در بسیاری از سایتها و وبلاگها به این موضوع پرداخته شده، من به این رخداد اشاره ای نمی کنم.

+ نوشته شده توسط عشاق در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 2:7 |

رمضان آمد. با ربنا آمد...

 

چند شبها خواب را گشتی اسیر               یک شبی بیدار شو دولت بگیر

 

بار دیگر رمضان آمد. ماه مهمانی خدا آمد. ماه دوری از گناه و تاریکی آمد. ماه وصال به حضرت عشق آمد.

چند دقیقه دیگر اذان مغرب است. سفره افطاری پهن شده و برکتش خانه را فرا گرفته. سراغ رادیو میروم. هر موجی را که جستجو میکنم آوازی غریب میشنوم. آوازی که سازی همراهش نیست. مگر میشود آواز باشد و ساز نباشد؟ چرا این آواز اینقدر دلنشین است. چه صدای عارفانه ای.

لب فرو بند از طعام و از شراب         سوی خوان آسمانی کن شتاب

اشک در چشمانم جمع میشود. مو بر بدنم سیخ میشود. توان نگه داشتن رادیو را ندارم. به دیاری دیگر رفته ام. با اوج آواز اوج میگیرم.

طفل جان از شیر شیطان باز کن      بعد از آنش با ملک انباز کن

گویی که پرواز کرده ام. آواز تمام شد. ای کاش دوباره تکرار میشد. چقدر زیبا و دلنشین بود.در همین فکر بودم که دوباره مناجاتی آغاز شد. صدا آشنا بود. انگار دوباره خودش بود. چه میخواند؟ او این حنجره را از کجا آورده است. با شنیدن هر ربنا بغضم میگیرد. او دارد دین خود را ادا میکند. او با خواندن این مناجات از خدا به خاطر دادن چنین حنجره ای تشکر میکند. او چه قدرشناس است.  دوست ندارم این مناجات تمام شود. خشکم زده است. توان حرکت ندارم. هر لحظه صدایش زیباتر میشود. هر لحظه نوایش آشناتر میشود. ربنا تمام شد. من ماندم با این حس غریب. آیا فردا دوباره پخش میکند؟ به راستی او کیست؟ پرس و جو میکنم. میگویند او پادشاه موسیقی است. میگویند او پیر موسیقی است. میگویند او جان خود را در راه موسیقی گذاشته است. میگویند صدایش ماندگارترین صدای موسیقی ایرانیست. میگوین او خود را خاک پای مردم میداند. چه تواضعی. میگویند نامش محمد رضا شجریان است. نامش بر دلم مینشیند. فردا دوباره می آید و من گوش جان میسپارم به نوایش. فردا و فرداهای دیگر نیز می آید و من هر دفعه شوقم بیشتر میشود برای شنیدن این مناجات. به راستی که صدایش ماندگار است.  و به راستی این مناجات ماندگار است. ماندگار..................

شاید کمتر کسی در ایران باشد که مناجات ربنا و آواز افشاری( این دهان بستی........) را نشنیده باشد. شاید کمتر کسی باشد که این مناجات را شنیده و به حس و حالی غریب فرو نرفته باشد. حس و حالی که با شنیدن این اثر نه تنها در ماه مبارک رمضان، بلکه در تمامی ایام سال دست میدهد. بله........این حس اکثر ما ایرانی هاست. شاید راز ماندگاری این دو اثر این باشد که استاد با تمام وجود میخواند. گویی استاد هم خودش نیست. گویی او هم پرواز کرده است. او هم حس و حالی غریب دارد. او هم به دیاری دیگر رفته است. این همان دلیلی است که این دو مناجات تا به امروز ماندگار مانده و تا قرنهای بعد هم ماندگار خواهد ماند.

نزدیک اذان مغرب است. من میروم تا باز هم این دو مناجات را گوش دهم. الهی که همیشه سالم بمانی استاد شجریان. بهتره بگم ماندگارترین صدای ایران. ماندگارترین....................

+ نوشته شده توسط عشاق در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 3:25 |

آیا آرزوها به حقیقت تبدیل میشود...

 

مدتی است که شایعه همکاری مجدد بزرگان موسیقی در یک گروه واحد بر سر زبان ها افتاده است. آیا امکان دارد دوباره همه برزگان را یکجا ببنیم؟ آیا دوباره آن خاطرات شیرین گذشته که حاصل همکاری اش خلق شاهکارهای همچون "بیداد، نوا، دستان، جان جان، دل مجنون، آسمان عشق و..." شد، تکرار میشود؟ تصورش را بکنید... استاد شجریان همراه با اساتیدی چون حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، محمد رضا لطفی، کیهان کلهر، جمشید عندلیبی و ...

حتی تصورش هم لذتبخش است. اما مدتی پیش سایت رسمی دل آواز(شرکت هنری استاد شجریان) این خبر را که روزنامه جام جم منتشر کرده بود، تکذیب کرد. ولی خوب همین شایعه هم، شاید وسوسه ای به جان بزرگان موسیقی انداخته باشد. این درست است که بدون شک تکرار آن شاهکارهای گذشته امکان پذیر نیست ولی خوب خودش یک اتفاق بسیار مهمی در موسیقی است. اگر این شایعه به حقیقت تبدیل بشه، میتوان گفت یکی از بی نظیرترین اجراهای موسیقی اتفاق میفته، که میتونه یادگاری مناسبی برای دوستداران موسیقی و برای جامعه عظیم موسیقی ایرانی باشه. فکر کنید... استاد شجریان با حنجره آسمانی خود آواز بخواند، در مقابل جواب آوازش را استاد مشکاتیان با سنتور، استاد علیزاده با تار، استاد عندلیبی با نی و... بدهند. وای که چه میشود. ما آرزو میکنیم این اتفاق به حقیقت مبدل شود، شما هم آرزو کنید.

+ نوشته شده توسط عشاق در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 3:24 |

درجه بندی آثار استاد

 

به نظر من کارهای استاد شجریان را میشه تو 3 گروه تقسیم بندی کرد.

گروه A: آثار استثنایی و غیر قابل تکرار استاد

گروه B: شاهکارهای استاد که تکرارش بسیار سخت است

گروه C: سایر آثار استاد که بسیار خوب اجرا شده اند و کیفیت بسیار مناسب و چه بسا عالی ای دارند، او شجریان است دیگر، انتظاری غیر از این هم نمیرود

 

البته این فقط نظر بنده است، ممکن با نظرات شما متفاوت باشه. خوشحال میشم اگر نظرات شما رو هم بخونم.

 

گروه A: بیداد، نوا، جان عشاق، دستان

گروه B: در خیال، شب سکوت کویر، دل مجنون، بی تو به سر نمیشود، فریاد، آسمان عشق، پیام نسیم، جان جان، گلبانگ 2، گنبد مینا، سر عشق، بوی باران، یاد ایام، دود عود

گروه C: گلبانگ 1، آهنگ وفا، بر آستان جانان، عشق داند، سرو چمان، معمای هستی، رسوای دل، آرام جان، ساز خاموش، سرود مهر، غوغای عشقبازان، خلوت گزیده، پیوند مهر و.....

 

باز هم متذکر میشم که این فقط نظر بنده است و از روی سلیقه خودم انتخاب کردم. همچنین فکر میکنم برترین تصنیف استاد هم "جان عشاق" هست.  در مورد آلبوم های همایون هم من ناشکیبا را خیلی دوست دارم. به نظرم بهترین آلبوم همایون است. بعد از ناشکیبا هم شوق دوست و نسیم وصل شنیدنی هستند ولی دو تا آلبوم آخرش نقش خیال و با ستاره ها چنگی به دل نمیزنه. نقش خیال که اصلا در حد و اندازه همایون نبود، با ستاره ها هم فقط تصنیف هست، و ما دوست داریم آواز همایون رو بشنویم، چون اساس موسیقی سنتی آواز است. به نظر من دو تا آلبوم آخر همایون نباید منتشر میشد. امید به اینکه همایون عزیز روز به روز پیشرفت کنه و بتونه مثل استاد شجریان، نامش را جاودانه کنه. همچنین من در آثار تصویری استاد شجریان همنوا با بم و اجرای ابوعطا همراه با استاد لطفی را خیلی دوست دارم.

+ نوشته شده توسط عشاق در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 3:21 |

او شجریان است. خلیفه آواز ایران...

 

به راستی چرا همگان او را دوست دارند. چرا او اینقدر محبوب و مشهور شده است. چرا در کنار نام او همگان لقب استاد را به جای می آورند؟ چرا کارشناسان و مردم عام او را برترین ستاره آسمان موسیقی ایرانی می دانند؟ چرا نام او در موسیقی سنتی ماندگار خواهد ماند؟ چرا و هزاران چرای دیگر...

شاید بنده حقیر بتوانم به چند مورد اشاره کنم. یکی از دلایل و بدون شک مهمترین دلیل آن صدا و حنجره آسمانی اوست. صدای استاد شجریان رنگ، جنس، لحن و وسعت بی اندازه ای دارد. شاید حتی کسانی که به موسیقی سنتی علاقه هم ندارند، باز هم تحت تاثیر صدای او قرار میگیرند. گویی تمامی هنر صدای اساتید گذشته موسیقی در او جمع شده است. کارشناسی در یک محفلی میگفت: لحن صدای بنان، سوز صدای خوانساری، وسعت صدای ایرج، بانگ صدای  تاج اصفهانی و دلنشینی صدای قوامی همگی یک جا در صدای استاد شجریان جمع شده است. استاد شجریان تنها خواننده ای است که وقتی به اوج میرود صدایش بسیار زیباتر میشود و صدای او در اوج دچار لغزش یا لرزش نمیشود. اما این نکته نباید فراموش شود که استاد از نعمتی که خدا در اختیار او گذاشت به درستی بهره جست و با سالها تمرین و پشتکار مثال زدنی به این مقام امروزی خود رسید.

دلیل دیگر ماندگار شدن او شخصیت اوست. او هیچگاه صدا و هنر خود را به بهای ناچیزی نفروخت. او سالها سختی کشید تا اینکه توانست هنر خود را ثابت کند و آن را به بهترین نحو ممکن عرضه کند و توانست خود را به عنوان مجسمه موسیقی ایرانی معرفی کند.  ما خوانندگان بسیاری داشته ایم که از صدایی بسیار زیبا برخوردار بوده اند. برای مثال جناب ایرج یا جناب افتخاری، ولی نتوانستند خود را ثابت کنند و پس از مدتی صدای خود را به بهای ناچیزی فروختند. از ویژگی های دیگر شخصیت استاد از همیشه در صحنه بودن، کمک به مردم رنج دیده (همنوا با بم و...) ، تواضع و فروتنی، همواره خود را خاک پای مردم دانستن و... میشود اشاره کرد.

دیگر دلیل ماندگاری او انتخاب اشعار و آشنایی او با ادبیات فارسی می باشد. انتخاب اشعار استاد زبانزد همه است. هیچکس نمیتواند تاثیر اشعار انتخاب شده او را نادیده بگیرد. برای مثال شعر "یاری اندر کس نمیبینم..." در آلبوم بیداد یا شعر "مشت میکوبم بر در..." در آلبوم فریاد و نمونه های بسیاری دیگر. همچنین آشنایی او با ادبیات و درست خواندن شعرها. برای مثال در تصنیف یاد ایام یا جان عشاق یا سرو چمان و...  هنر استاد را میبینیم. همواره استاد در چنین اشعاری از یک کرشمه ای به جا که معنی شعر را درست تر میرساند، استفاده میکنند.

دلیل دیگری که او را ماندگار کرد میتوان گفت که او تنها به آواز اشنایی ندارد، بلکه علاوه بر آواز او بر تمامی سازها و در حقیقت بر موسیقی ایرانی تسلطی مثال زدنی دارد. همچنین او آهگنسازی ماهر نیز هست. البته او هنرهای فراوان دیگر نیز دارد (ساختن ساز، پرورش گل و گیاه، خطاطی، قراعت قرآن و...)

شاید بتوان ده ها دلیل دیگر برای ماندگاری او بر زبان آورد که مجالی برای گفتن نیست. اما مهمترین موضوع این است که او به درستی بر قله موسیقی ایرانی ایستاده است. او محمدرضا شجریان است. خلیفه آواز ایرانی....

+ نوشته شده توسط عشاق در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 3:20 |

در آغاز فهرست مختصری از آلبوم های استاد شجریان به همراه سال انتشار:

گلبانگ    1357

پیغام اهل راز (راز دل، انتظار دل}    1359

پیوند مهر    1362

بیداد    1364

سرعشق (ماهور)، نوا(مرکب خوانی)، بر آستان جانان    1365

کنسرت شور( تالار وحدت)    1366

دستان    1367

 دود عود    1368

سرو چمان، پیام نسیم، دل مجنون، خلوت گزیده    1370

دل شدگان، آسمان عشق    1371

یاد ایام، چشمه نوش، جان عشاق، گنبد مینا، همایون مثنوی    1374

ساز قصه گو( انتشار مجدد پیغام اهل راز)، در خیال    1375

عشق داند، رسوای دل، شب وصل، معمای هستی    1376

راست پنجگاه، چهره به چهره، شب سکوت کویر    1377

آرام جان، به یاد پدر 1و 2    1378

آهنگ وفا، بوی باران، سرو چمان، پیام نسیم(اجراهای مختلف)    1378

زمستان است    1379

بی تو به سر نمیشود    1381

فریاد    1382

جام تهی    1384

ساز خاموش، سرود مهر    1385

غوغای عشقبازان    1386

 

همچنین از دیگر آلبوم های استاد "به یاد عارف، جان جان، قاصدک، بهار دلکش، خزان، سپیده، بهاریه و ..." هستند که سال انتشارشان را نمیدانم.  در ضمن استاد در چندین برنامه گلها، گلهای تازه، برگ سبز، چاووش و ... شرکت کرده اند.

+ نوشته شده توسط عشاق در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 3:12 |